محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

166

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و اجناس نفيسه بود ، همه را بمعرض عرض درآورد و حضرت آقا يكى از اين صندوقها را خواست كه از جاى بجنباند ، بسيار گران و ثقيل يافت با خود قرار داد كه تمام پر از زر است . پس از آن كليد اين حجره را بدست آقا داد و خلال اين احوال خبر آمدن سپاه روم بحوالى قلعهء وان گرم گرديد . مقصود شبى از راه ديگر به آن [ 92 ] يورت آمده صندوقها را از نقود و اجناس خالى كرد و در عوض به سنگ و كلوخ پر كرده قفلهاى مضبوط بر در صندوق زد و آن نقود و اجناس را برداشته همان شب بتعجيل تمام ، روى باستقبال لشكر روم نهاد و از برق و باد سرعت سير استعاره كرده خود را به نحوى از آنجا بحضور عثمان پاشا كه سردار آن سپاه كينه خواه بود رسانيد و بعد از اظهار اعتقاد و اخلاص و كشيدن پيشكشهاى خاص ، با فروختن آتش فتنه و فساد و سوختن خرمن روزگار اهالى آذربايجان و آن بلاد مشغول گشت و تير تدبيرش بر هدف تقدير آمده سخنان بتأثير ، در باب نفاق و عدم اتفاق امراى قزلباش گاهى پنهان و گاهى فاش ، بسمع قبول عثمان پاشا و متابعان فضول او رسانيده رتبه‌اش از مراتب مخصوصان درگذشت و عثمان پاشا كه وزير اعظم و در بلندى رتبه بر اعاظم پاشايان مقدّم بود و تسخير مملكت آذربايجان را تعهد نموده بنابرين ، كمال اعتماد بر مصلحت و تدبير فضيحت تأثير مقصود و اغواى آن شيطان صفت مطرود كرده بتاريخ شهر جمادى الاول سنهء اربع و تسعين و تسعمائه ، بدلالت و هدايت او متوجه تسخير ولايت آذربايجان كه آن عين تجسّر « 1 » بود گرديد و آنچه آن تبه روزگار فتنه‌انگيز ، از رسوم قتل و خونريز در باب مردم تبريز به آن گروه صاحب ستيز القاء نمود ، عثمان پاشا تمام را بسمع رضا شنيد . القصه آن سپاه كينه خواه را بالتمام از آن جا و مقام برانگيخته و هادى آن

--> ( 1 ) - م : تخسير .